عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

374

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

ابدع ما اودع فى * تأليفه وارتجزه معدن علم كنزه * سبحان من قد كنزه أخرس سحبانا به * وقس فيه أعجزه اذاك سحر بابل * أم سحر لفظ جوزه ؟ افضل كل عمل * ما كان منه احمزه « 1 » آمن من فى عصره * به لما قد احرزه لذاك خروا سجدا * لآيه والمعجزه عبدالجواد نشانه‌اى آشكار و خود ، يك معجزه است . خداوند ، پاداش ابتكار كسى را كه از قلمش تراويده و به چنگش آورده است بدهد ، در حالى كه محتوياتش ، گسترده و لفظ آن كوتاه و اندك است ، ودايع تأليف خود را در قالبى نو و بىسابقه ارائه كرده است . معدن علم و دانشى نهفته و پنهان ، پاك و منزه است كسى كه آن را پنهان ساخته است . سحبان وائل ، ضرب المثل فصاحت و بلاغت را با تأليف خود ، الكن نمود و با سنجش و مقايسه شكستش داد . آيا اين اثر ، سحر بابل است ؟ يا سحر لفظ است كه از آن ، فراتر رفته است ؟ ! برترين همهء كارها سخت‌ترين آنهاست . معاصرين او ، به واسطهء اثر وى و موقعيتى كه به دست آورده است ، درامانند . به همين خاطر و در برابر نشانه الهى بودن و اعجاز آن ، به سجده درآمدند . اداى وظيفه شكرگزارى بهترين شكر و سپاس خود را به محضر مبارك علماى اعلام و هدايت‌گران افكار عمومى كه در آسمان علم و ادب مىدرخشند ، تقديم مىكنم ؛ به كسانى كه براى

--> ( 1 ) . « افضل الاعمال احمزها » . بحارالانوار ، ج 67 ، ص 191 .